سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
319
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
طلايع قيام جديد علوى نشانههاى نهضت حسين بن على هنگام جلوس هادى به منصب خلافت نمودار شد . در دوره مهدى ، اسحاق بن عيسى بن على ، والى مدينه بود . چون مهدى درگذشت ، اسحاق براى ملاقات با خليفهء جديد به بغداد آمد و از او خواست كه وى را از سمتى كه دارد ، معاف كند و هادى نيز با وجود رغبتى كه به او داشت ، خواهش وى را پذيرفت و به جاى او عمر بن عبد العزيز بن عبد اللّه بن عمر بن خطاب را والى مدينه كرد . « 1 » مورّخان سبب كنارهگيرى اين والى را ذكر نكردهاند ، اما به نظر ما او پيشبينى كرده بود كه آرامش علويان با خليفه شدن هادى ، كه به سنگدلى و تندخويى شهرت داشت ، چندان به طول نمىانجامد و سياست رفق و مدارا با علويان كه مهدى اتخاذ كرده بود ، اينك به پايان رسيده است . عمر بن عبد العزيز ، والى جديد ، كار خود را با سختگيرى و اختناق نسبت به علويان و پيروانشان آغاز كرد . بدين ترتيب كه با آل ابى طالب در بدرفتارى و تندى افراط كرد و از آنان خواست كه هر روز پيش او حاضر شوند تا بر احوال ايشان واقف گردد . علويان بنابر وظيفه ، به مقصورهء مسجد مىآمدند و خود را معرفى مىكردند تا آنكه هريك كفالت يكى از خويشان خود را بر عهده گرفت . در اين ميان ، حسين بن على و يحيى بن عبد اللّه بن حسن ضمانت حسن بن محمد بن عبد اللّه بن حسن را عهدهدار شدند . « 2 » از اين روايت اصفهانى روشن مىشود كه والى جديد نسبت به حسن بن محمد بدگمان بود تا آنجا كه كفالت و ضمانت وى را به عهده دو پيشواى علوى ديگر قرار داد . طولى نكشيد كه اين والى ، حسن بن محمد و مسلم بن جندب ، شاعر هزلسراى ، و عمر بن سلام از موالى خاندان عمر بن خطاب را به شرب خمر متهم كرد . او حسن را هشتاد ضربه و ابن جندب را پانزده ضربه و عمر بن سلام را هفت ضربه شلاق زد ، سپس بر گردنهاى ايشان ريسمان انداخت و درحالىكه پشتشان برهنه بود ، آنها را در مدينه گرداند . « 3 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 410 / جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 58 . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 443 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 410 / تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 136 .